ماجراهای راه رفتن هستی خانم
بالاخره هستی مامان 2 هفته قبل از اینکه 15 ماهگیش تموم بشه تصمیم گرفت روی پاهای کوچیک خودش وایسته و قدم های اولش رو برداره و به مامان و باباش بگه که بزرگ شده و از امروزه که کار مامان دراومده و باید بدوه دنبالمممممم.اما راه رفتن دخملی کلی ماجرا داره و به همین راحتی اتفاق نیفتاد.نازنین دخترم هر روزی که به سنت اضافه میشد اما شروع به راه رفتن نمی کردی مامانی در استرس به سر میبرد.وقتی با همسن و سالای خودت مقایسه ات میکردم و می دیدیم که تو قصد راه رفتن نداری نگران شده بودم و میگفتم نکنه خدایی نکرده مشکلی هست که تو هنوز راه نیفتادی. 9 ماه ،10 ماه،11 ماه،یک سالگی نه خبری نبود.اینقدر نگران شده بودم که تصمیم گرفتیم با بابایی ببریمت دکتر.هرچی باباجون م...
نویسنده :
مامان هستی
16:52











